تبلیغات
علوم پدیا - مطالب ابر پند کلاه نمدی

پند کلاه نمدی

روزی بود، روزگاری بود. در آن زمان، حاکم نیشابور دلش می خواست که بتواند آرام و مهربان باشد ولی نمی توانست. کم حوصله و آتشی مزاج بود.
هر وقت بر خلاف سلیقه اش حرفی می شنید عصبانی می شد و دستور های تند و تیزی می داد که بعد پشیمان می شد. اگر هم زورش نمی رسید که خشم خود را بر کسی فرو ریزد قلبش می گرفت و چنان ناراحت و ناامید می شد که گویا دنیا تمام شده و یک غصه ی دائمی برای او باقی مانده.

بقیه داستان را هم بخوانید، پشیمان نمی شوید!!! به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب


موضوع: اطلاعات عمومی، حکایت های ناب، ادبیات فارسی، برچسب ها: پند کلاه نمدی، پند و اندرز، داستان، حکایت، داستان های شیخ عطار، شیخ عطار، نیشابور، دنبالک ها: قصه ای از کلیله و دمنه | نصیحت به گرگ،
[ یکشنبه بیست و پنجم تیر 1396 ] [ 08:08 قبل از ظهر ] [ علیرضا ولیزاده ]
TOP